مجتبى ملكى اصفهانى
126
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
الف : تكليف مجهول باشد به گونهاى كه حتّى جنس تكليف هم معلوم نيست ، مثل اينكه نمىداند حكم شرعى نماز اول ماه چيست ؟ اينجا محل اجراى اصل برائت است . ب : تكليف فى الجملة معلوم باشد و احتياط هم ممكن باشد ، مثل اينكه مىداند ظهر جمعه نماز بر او واجب است ولى نمىداند نماز ظهر واجب است يا نماز جمعه ؟ در اينجا اصل احتياط جارى مىشود . ج : تكليف فى الجملة معلوم باشد ولى احتياط ممكن نيست . مثل اينكه مىداند يك حكم الزامى به نماز جمعه در روز جمعه تعلق گرفته ولى نمىداند اين حكم الزامى وجوب است يا حرمت ؟ در اينجا اصل تخيير جارى مىشود . « 1 » - بين اصل عملى و اصل لفظى « 2 » : بين اصل عملى و اصل لفظى نقاط اشتراك و اختلافى وجود دارد . نقاط اشتراك : 1 - موضوع هر دو قسم ، شك است . 2 - هر دو حكم ظاهرى هستند ؛ يعنى انسانى كه در مقام عمل متحير مانده ، براى رفع حيرت و سرگردانى به اصل عملى رجوع مىكند ، و انسانى كه در باب الفاظ متحير مانده ، به اصل لفظى مراجعه مىكند . 3 - در هر دو مورد ، وقتى مىتوان به اصل عمل نمود كه تفحص و جستجوى لازم براى دستيابى به واقع صورت گرفته باشد ، اما قبل از جستجوى كافى ، به هيچيك از اصول مذبور نمىتوان عمل كرد . در اصل عملى
--> ( 1 ) فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 325 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 236 ؛ علم اصول الفقه ص 253 ؛ الرسائل ، ص 2 ؛ الكفاية ، ج 2 ، ص 165 . ( 2 ) فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 539 ؛ اصطلاحات الاصول ، ص 56 .